career

چگونه برای مسیر شغلی خود یک استراتژی واقعی طراحی کنیم؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌های زندگی همه ما طراحی مسیر شغلی است. خوشبختانه اصول مدیریت استراتژیک، به میزان خوبی می‌توانند در شکل دادن مسیر شغلی برای افراد موثر و مفید باشند. در این مطلب می‌خواهم در این باره صحبت کنم که چطور استراتژی مسیر شغلی خود را طراحی کنیم؟

خلاصه مطلب:

مراحل اصلی تدوین استراتژی مسیر شغلی

همان‌طور که قبلا درباره مراحل تدوین استراتژی سازمان گفتم، برای چیدن یک برنامه استراتژیک موفق باید این مراحل را طی کرد:

مراحل تدوین استراتژی موفق:

در واقع همین گام‌ها برای مسیر شغلی ما هم قابل استفاده هستند. من معتقدم هر کسی در هر موقعیت و سن و شرایط می‌تواند با این گام‌ها برنامه‌ای برای بهبود مسیر شغلی‌اش بریزد.

همان‌طور که استراتژی بد، یا حتی نداشتن استراتژی را در سازمان‌های زیادی حتی سازمان‌های بنام و باتجربه می‌بینم، خطاهای استراتژیک زیادی هم در مسیر شغلی افراد دیده‌ام. در این مطلب سعی دارم فهم خودم را با کسانی که علاقمندند مسیر شغلی‌شان را بهبود دهند به اشتراک بگذارم.

مسیر شغلی خوب، از امید و انگیزه قوی شروع می‌شود

به نظر من یکی از بزرگ‌ترین دلایل مسیر شغلی ناموفق حداقل اطرافیان خودم، تمرکز بیش از حد روی عوامل و مشکلات محیطی و کمرنگ دیدن نقش خودشان است.

به سوال زیر جواب دهید:

برای لحظه‌ای به شرایط محیط، داشته‌ها و ناداشته‌هایتان فکر نکنید، صرف‌نظر از همه این‌ها بگویید:

آیا رفتار و انتخاب‌های روز به روز شما، تفاوتی هرچند کم، در 1 سال بعد، 5 سال، 10 سال و 20 سال بعد شما ایجاد خواهد کرد؟

اگر پاسخ شما بله است، پس لطفا خودتان را جدی بگیرید. اگر امید و اعتمادی به توانایی خودتان در کنترل شرایط نداشته باشید، بعید است آینده موفقی داشته باشید. اما برعکس، اگر امید به تغییر داشته باشید و تلاش کنید، احتمال آن وجود دارد که موفق شوید. از نظر من، معقول است که راه دوم را انتخاب کنم.

در مباحث استراتژی سازمان، گفته می‌شود که تدوین استراتژی 2 بخش دارد: تحلیل درون سازمان + تحلیل محیط بیرون. همین نگاه را باید به مسیر شغلی خودمان داشته باشیم. به‌طور مشابه برای طراحی مسیر شغلی‌تان همواره به دو جهت باید نگاه کنید:

  • محیط بیرون چگونه است؟
  • من چگونه هستم و چگونه می‌توانم باشم؟

اگر از افرادی هستید که فکر می‌کنید محیط مناسبی ندارید و دست شما بسته است، دقت کنید که:

درست است که همه‌ی نارضایتی‌های کنونی شما در محیط است، اما انگیزه‌ی بهبود و رفتارهای بهبود دهنده در خود شماست. طبق اصول استراتژی، شما باید هم تحلیلی از خودتان داشته‌باشید و هم تحلیلی از محیط، و سپس بر اساس گزینه‌های ممکن، برنامه‌ریزی درست کنید تا به نتیجه برسید.

چشم‌انداز شخصی داشته باشید

همان‌طور که استراتژی سازمان از یک چشم‌انداز، شروع می‌شود و مسیر رشد می‌سازد، رشد شغلی افراد هم از چشم‌انداز قوی و درست آغاز می‌شود و انرژی می‌گیرد.

یک چشم‌انداز واقعا بلندپروازانه، اما قابل دسترس برای خود ترسیم کنید.

به قول استفان کاوی، از آخر شروع کنید.

رویایی برای آینده دورتان، مثلا 20 سال دیگر داشته باشید، رویایی که سقف آن خیلی بلند است، اما شدنی است.

فرض کنید بتوانید با تلاش زیاد، مسیر یادگیری و پیشرفت را طی کنید و شانس هم با شما یار باشد.دوست دارید در آخر، به کجا رسیده باشید؟

از ترسیم چشم‌اندازهای بلندپروازانه نترسید! چشم‌انداز را صرفاً بر اساس مسیر معمول اطرافیانتان محدود نکنید، شاید شما بتوانید فرد متفاوتی در بین اطرافیان باشید. آینده‌ای را تصور کنید که دستیابی به آن دشوار است، اما با یادگیری، انتخاب‌های پیوسته و قدری خوش‌شانسی، امکان‌پذیر باقی می‌ماند. این چشم‌انداز به شما قدرت می‌دهد.

البته چشم‌انداز نباید یک آرزوی دور از دسترس باشد. باید با تلاش بسیار، بالاخره شدنی باشد.

بر اساس شرایط خودتان، گزینه‌های پیش رویتان را تعیین کنید

این مورد واضح است، ولی خیلی از ما در آن اشتباه می‌کنیم. اغلب تمایل داریم تمرکزمان را روی آنچه نداریم بگذاریم و گله کنیم. ولی از نظر استراتژیک راه حل این است که تمرکزمان را روی مزیت‌های موجودمان بگذاریم و بهترین کار ممکن را برنامه‌ریزی کنیم.

بهترین کار ممکن یعنی چه؟ یعنی کاری که شما را به هدف نهایی(چشم‌انداز) فقط یک قدم نزدیک‌تر کند.

مثالی از تجربه خودم:

وقتی بچه کوچک داشتم واضح بود که نمی‌توانستم در شغل تمام وقت کار کنم. اوایل این مساله را این‌طور تعبیر می‌کردم: من نمی‌توانم به مسیر شغلی قبلیم برگردم چون بچه کوچک دارم.

اما بعدا یاد گرفتم این‌طور تعبیر کنم: من فعلا قادر به فعالیت در شغل‌هایی هستم که نیازمند حضور پاره وقت هستند. اما این شغل‌ها کم بودند و من به اندازه‌ای خوش شانس نبودم که آنها را پیدا کنم. بنابراین با اینکه کارم برنامه‌نویسی نبود، برنامه‌نویسی را در خانه یاد گرفتم و چند پروژه فریلنسی گرفتم. بعد از آن یک ایده‌ی استارتاپی را دنبال کردم و هرچند به سرانجام نرسید، اما مجموعه مهارت‌های برنامه‌نویسی و مارکتینگ و تحلیل فروش و … کمکم کرد مسیر شغلی بعدیم را بسازم.

شرایط خودتان را با نگاه مثبت و سازنده در نظر بگیرید، نه نگاه گلایه و منفعلانه. بعلاوه نگاه تیزبینی داشته باشید که به شما همه‌ی گزینه‌های پیش رویتان را نشان دهد.

چه شرایطی را در خودتان در نظر بگیرید:

  • علاقه و اشتیاق شخصی
  • استعداد
  • سوابق و تجربیات قبلی
  • دسترسی به منابعی که در مسیر شغلی کمک‌کننده است، مثلا منتور، آشنایی که حاضر است به شما شغلی پیشنهاد دهد و …
  • توانمندی‌های جسمی و روحی و شخصیتی
  • شرایط مالی
  • شرایط خانوادگی
  • و …

چه شرایطی را در محیط در نظر بگیرید:

  • نیاز جامعه در چند سال آینده به چه سمت می‌رود؟ تغییرات جمعیتی، اقتصادی، زیست‌محیطی و … را در نظر بگیرید.
  • تغییر روندهای عصر جدید را مطالعه کنید و در نظر بگیرید. مثلا نسل‌های جدید، روند سفارشی شدن محصولات، توسعه هوش مصنوعی و …
  • محدودیت‌های قانونی، محیطی ، اقتصادی و … در محیط جامعه چیست؟
  • سلیقه و اعتقادات افراد چطور در حال تغییر است؟
  • و …

شما باید همواره در حال رصد شرایط خودتان و محیط اطرافتان باشید. خوب است مطالعاتی درباره روندها و اَبَر روندها در دنیا و جامعه خودتان داشته باشید و بتوانید تحلیل عمومی از روندهای تغییرات داشته باشید. می‌توانید مقالات من درباره روندها را مطالعه کنید.

باید یک دید 360 درجه و تحلیل‌گرانه به شرایط خود و جامعه اطرافتان داشته باشید، چرا که جامعه امروز به شدت در حال تغییر است و شاید لازم باشد هر چند سال یک‌بار مسیر شغلیتان را مجددا هدایت کنید.

نکته مهم: تحلیلی ارزشمند است که مبنای علمی داشته باشد و بر اساس دیدگاه‌های صاحب‌نظران علمی باشد. گاهی ما به راحتی تحلیل‌هایی را مبنا قرار می‌دهیم که حاصل شایعات یا نظریه‌های غیرعلمی هستند.

یک استراتژی شغلی واقعی طراحی کنید

طراحی استراتژی یعنی کنار هم قرار دادن مجموعه‌ای از اقدامات و منابع، که همه با هم در یک راستا هستند و شما را به هدفتان نزدیک می‌کنند.

مثالی از طراحی استراتژی مسیر شغلی

فرض کنید من یک معلم ریاضی 28 ساله با 5 سال سابقه هستم. من برای استراتژی مسیر شغلی‌ام را این‌طور تحلیل و طراحی کردم:

  • تعیین هدف:
    • تصویرم از آینده شغلی‌ام را تعیین می‌کنم: من می‌خواهم تا 10 سال دیگر جزو 5 معلم برتر ایران در رشته خودم باشم.
  • شناخت نقاط قوت:
    • من فکر می‌کنم در انتقال مطلب و سخنرانی توانمند هستم و می‌توانم خوب و راحت جمله‌بندی کنم. این مهارت مورد علاقه من در معلمی است. پس تصمیم می‌جگیرم این ویژگی تقویت کنم. برنامه‌ام این است که چندین ویدئوی فن بیان و سخنرانی ببینیم و نکاتی در این مورد یاد بگیرم تا این نحوه صحبتم مزیت رقابتی من بشود.
    • من فرد برونگرایی هستم و راحت با دانش‌آموزان ارتباط می‌گیرم و از ارتباط و کمک کردن به آنها لذت می‌برم. قصد دارم این توانمندی ارتباطی خودم را هم تقویت کنم و به معلمی تبدیل شوم که دانش‌آموزان ارتباط محکمی با او دارند. تصمیم می‌گیرم در کلاس‌های مهارت ارتباطی و مهارت روانشناسی نوجوانان شرکت کنم تا بتوانم بهتر دانش آموزانم را بشناسم و به تقویت اعتماد به نفس آنها و مسیر درسیشان کمک کنم.
  • شناخت نقاط ضعف:
    • اگر نسبت به خودم واقع‌بین باشم، نقطه ضعف من نسبت به معلم‌های معروف، در نحوه بیان خود ریاضی است. به نظرم بچه‌ها با شخصیت خودم ارتباط بهتری می‌گیرند تا درسی که به آنها می‌دهم. پس تصمیم می‌گیرم دائم رویروش‌های خلاقانه بیان ریاضیات تحقیق و مطالعه کنم. در این رابطه ویدئوهای آموزشی معلم‌ها در یوتیوب و کتاب‌های آموزش ریاضیات مختلف وجود دارند. من باید هر سال چند معلم و کتاب مختلف را بررسی کنم و روش تدریس آنها را تحلیل کنم و به کار ببرم.
    • ارتباط با دبیرستان‌ها و آموزشگاه‌ها برتر لازمه هدف من است، ولی الان ارتباطی با آنها ندارم. پس باید به شکلی خودم را معرفی کنم. تصمیم گرفتم در اینستاگرام فعالیت کنم تا شناخته‌تر بشوم. بعلاوه شروع به شبکه سازی با افراد فعال در آموزشگاه‌های معروف می‌کنم.
  • تحلیل روندهای جامعه:
    • تعداد دانش‌آموزانی که مایلند بعد از دبیرستان مهاجرت کنند در حال افزایش است. من تصمیم می‌گیرم از این روند برای رشد خودم استفاده کنم. پس صفحه‌ اینستاگرامم را با استراتژی آموزش ریاضیات برای دانش‌آموزانی که می‌خواهند مهاجرت کنند می‌سازم.
    • دانش‌آموزان دبیرستانی از این به بعد نسل آلفا هستند. من باید مشخصات این نسل را بدانم تا بتوانم بهتر با آنها تعامل کنم و محتوایی که می‌سازم بیشتر به سلیقه آنها شبیه باشد.

مرور مثال: چطور استراتژی مسیر شغلی طراحی کردم؟

جمع‌بندی : در چه شرایطی استراتژی مسیر شغلی می‌تواند موفق شود؟

خلاصه این‌مطلب این است که باور داشته باشید می‌توانید با تمرکز روی خودتان و برنامه‌ریزی، با گام‌های کوچک به هدفتان برسید. در برنامه‌ریزی باید این نکات را در نظر بگیرید:

  • چشم انداز شما به اندازه کافی بزرگ و به اندازه کافی واقعی و دست‌یافتنی باشد.
  • خودتان را خوب بشناسید و بتوانید نقاط قوتی که می‌توانند تبدیل به مزیت رقابتی شما شوند را شناسایی کنید و برای رشد آنها برنامه بریزید.
  • کاستی‌های خودتان را بدون تعصب بپذیرید و برای بهبود آنها برنامه بریزید
  • شما باید روندهای واقعی جامعه را با تیزبینی درک کنید و برنامه‌هایتان را هماهنگ با آنها در نظر بگیرید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *